خرید بک لینک

قاعده بیست قاعده لباس:
طبق قواعد گفته شده گاهی همسر مجبور است که مظلوم شود چرا؟
چون حقیقت را می داند راه درست را می داند اما شاکله همسر کشش ندارد.
حالا باید چی کار کرد تذکر. تذکر که فطرت را بیدار کند اگر بیدار نکرد چی. صبر برخورد یونسی ع نکن زود ازدواج رو طلاق کن. صبر کن خودت را بساز با صبر.
فَذَکِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَکِّرࣱ
پس تذکر ده، که تو فقط تذکر دهنده اى؛ ۲۱ غاشیه
لَّسۡتَ عَلَیۡهِم بِمُصَیۡطِرٍ
تو بر آنان مسلط نیستى [که به قبول ایمان مجبورشان کنى، ] ۲۲ غاشیه

حالا باید عیب پوشی هم بکنی.
هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ
این سه قاعده را باید کنار هم در نظر بگیریم
یعنی عبد و عبودیت ، شاکله و تغییر و در نهایت لباس.
اگر نشد شاکله همسر رو تغییر داد لباس حتما باید باشیم.
ما خود را تغییر بدهیم ان شاءالله بقیه هم هدایت می شوند تمرکز روی (علیکم انفسکم ۱۰۵ مایده)
گزیده تفسیر نور:
در تشبیه همسر به لباس، نکات و لطایف بسیاری نهفته است:
* لباس عیوب انسان را میپوشاند، هریک از زن و مرد نیز باید عیوب و نارسایی های یکدیگر را بپوشانند. (یا ستار العیوب)
* لباس انسان را از سرما و گرما حفظ میکند، وجود همسر نیز کانون خانواده را گرم و زندگی را از سردی میره اند. (انعطاف پذیری)
* دوری از لباس، مایه ی رسوایی است، دوری از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف و رسوایی انسان میگردد. (پاکدامنی)
* در هوای سرد لباس ضخیم و در هوای گرم لباس نازک استفاده میشود، هر یک از دو همسر نیز باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحی طرف دهمقابل تنظیم کند؛ اگر مرد عصبانی است، زن با لطافت با او برخورد کند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا کند. (مدارا)
* انسان باید لباس خود را از آلودگی حفظ کند، هر یک از دو همسر نیز باید دیگری را از آلوده شدن به گناه حفظ نماید. (قو انفسکم و اهلیکم)
این سه قاعده با هم خوب است.
یعنی افزایش عبودیت و نگاه کردن به شاکله طرف مقابل و لباس بودن.
این فرمول کلی ممکنه در زندگی های مختلف نتایج مختلف بده و بستگی به تشخیص خود فرد داره. هر زندگی نسخه خاص خود را دارد.
تا قاعده عبودیت از نظرمان دور نشده قاعده غر را هم بگوییم.

قاعده بیست و یک غر: غر از چند جا می آد.
جهان بینی اشتباه
قیاس با زندگی دیگران
غفلت از معاد
تفاوت کار با غر و کار بی غر چیه؟
کار با غر پوچ می شه کار بی غر باعث قرب به خدا می شه.
مثلا (اولی) کلی ظرف بشوریم و در حین ظرف شستن هم ذکر بگیم و یا سخنرانی گوش کنیم یک مدل ظرف شستن است.
یک مدل دیگه:
(دومی)در حین ظرف شستن خودگویی منفی کنیم( من همه ش باید ظرف بشورم انگار کلفت گیر اوردن) و بعد همسر می اد بگه: مُردم از بس ظرف شستم قسمتهای الف و ب و جیمم درد می کنه تازه از دالم نمی دونی قسمت دال بدنم درد گرفته خب تو هم کمک کن. تو چه می دونی و .....
اولی ظرف شسته و این باعث قرب به خدا شده.
دومی ظرف شسته و چه بسا به جای ثواب، گناه هم کرده.
کار صدقه خودش رو که ظرف شستن هست با منت و اذیت ضایع کرده.
یا مرد هم همین طور. پول می ده با غر و یا پول می ده با لبخند با هم فرق می کنه.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لَّا یَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُوا وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ
ای کسانی که ایمان آورده اید صدقه ها و بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق میکند؛ و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی آورد؛ (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن، (قشر نازکی از) خاک باشد؛ (و بذرهایی در آن افشانده شود؛) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده اند، چیزی به دست نمیآورند؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمیکند.
سوره البقره آیه 264
در ایه آمده:
لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ
باطل کردن صدقه با منت و اذیت
حالا صدقه چیه؟

معنای باطنی ونظر من:

کُلُّ مَعروفٍ صَدَقةٌ هر کار نیکى ، صدقه است . ( الخصال : ۱۳۴/۱۴۵ )

دومی که در حین ظرف شستن غر می زند چرا می زند؟
چون جهان بینی اش اشتباهه فکر نمی کنه ظرف شستن عبادت است. در نتیجه شروع می کند به خود گویی منفی (اسمش را در مطالب قبل گذاشتم نزغ) نزغ یک من کلفتم نزغ دو چرا اون هیچ کاری نمی کنه نزغ سه و.... و با آمدن همسر منت و اذیت
این همه ظرفها رو من شستم (منت)
پاشو پاشو تو هم یک کاری کن.

قاعده بیست و دو خوارج خانواده و شتر:
خوارج خانواده اصطلاح استاد پناهیان است.
یعنی زنی که تحت مدیریت شوهر نمی رود جزء خوارج خانواده محسوب می شه.
اول از طریق عبودیت وارد می شیم می گیم این تفسیر نمونه و نور و این هم آیه قوامون بعد می ریم سراغ بررسی شاکله ممکنه آدم مغروری باشه که حرف حرف خودشه. حالا توسط مشاور مذهبی یا خودمون و بعد می ریم لباس. حالا که هیچ کدوم نشد باید با همین ساخت مگر شرایطی که طلاق صلاح باشه.

بعضی بانوان فقط در حرف مدیریت مرد رو می پذیرند در عمل فقط حرف اونهاست یکی از نشانه هاش شاید قهر زیاده. مثلا مرد می گه جمعه بریم فلان جا.

زن می گه هر جور که خود صلاح می دونی. یه جور خاص می گه هر جور خودت صلاح می دونی. لحنش شبیه حنا دختری در مزرعه نیست لحنش شبیه نامادری کوزت هست.

و به این شکل هم مدیریت مرد رو الکی قبول کرده هم همه جا نظر نظر خودشه. (طنز برای تلطیف بود)u2066^u2060_u2060^u2069

خیلی وقتها همسران می روند پیش مشاوره و مشاوره نمی فهمد مشکل خوارجی دارند و می گوید برید با هم بسازید. در حالی که اول مشکل خوارجی باید حل شود.
خیلی قبلتر ها در مورد اینکه چرا مرد مدیر است و زن معاون گفتم و فقط به یک قسمت از تفسیر نمونه بسنده می کنیم.
تفسیر نمونه:
اَلرِّجٰالُ قَوّٰامُونَ عَلَى اَلنِّسٰاءِ : براى توضیح این جمله باید توجه داشت که خانواده یک واحد کوچک اجتماعى است و همانند یک اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد، زیرا رهبرى و سرپرستى دستجمعى که زن و مرد مشترکا آن را به عهده بگیرند مفهومى ندارد در نتیجه مرد یا زن یکى باید "رئیس" خانواده و دیگرى "معاون" و تحت نظارت او باشد، قرآن در اینجا تصریح مىکند که مقام سرپرستى باید به مرد داده شود (اشتباه نشود منظور از این تعبیر استبداد و اجحاف و تعدى نیست بلکه منظور رهبرى واحد منظم با توجه به مسئولیتها و مشورتهاى لازم است).این مسئله در دنیاى امروز بیش از هر زمان روشن است که اگر هیئتى (حتى یک هیئت دو نفرى) مامور انجام کارى شود حتما باید یکى از آن دو، "رئیس" و دیگرى "معاون یا عضو" باشد و گر نه هرج و مرج در کار آنها پیدا مىشود سرپرستى مرد در خانواده نیز از همین قبیل است.و این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتى در مرد است مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروى عاطفه و احساسات (به عکس زن که از نیروى سرشار عواطف بیشترى بهرهمند است) و دیگرى داشتن بنیه و نیروى جسمى بیشتر که با اولى بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومى بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید.بعلاوه تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینههاى زندگى، و پرداخت مهر و تامین زندگى آبرومندانه همسر و فرزند، این حق را به او مىدهد که وظیفه سرپرستى به عهده او باشد.البته ممکن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند ولى شاید کرارا گفتهایم که قوانین به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد بلکه نوع و کلى را در نظر مىگیرد، و شکى نیست که از نظر کلى، مردان نسبت به زنان براى این کار آمادگى بیشترى دارند، اگر چه زنان نیز وظائفى مىتوانند به عهده بگیرند که اهمیت آن مورد تردید نیست. جمله بِمٰا فَضَّلَ اَللّٰهُ بَعْضَهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ وَ بِمٰا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوٰالِهِمْ نیز اشاره به همین حقیقت است زیرا در قسمت اول مىفرماید: "این سرپرستى به خاطر تفاوتهایى است که خداوند از نظر آفرینش، روى مصلحت نوع بشر میان آنها قرار داده" در قسمت آخر مىفرماید: "و نیز این سرپرستى به خاطر تعهداتى است که مردان در مورد انفاق کردن و پرداختهاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند".ولى ناگفته پیدا است که سپردن این وظیفه به مردان نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانى آنها است و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر، زیرا آن صرفا بستگى به تقوى و پرهیزگارى دارد، همانطور که شخصیت انسانى یک معاون از یک رئیس ممکن است در جنبههاى مختلفى بیشتر باشد اما رئیس براى سرپرستى کارى که به او محول شده از معاون خود شایستهتر است.

پارک الف بریم یا پارک ب؟ ساعت الف یا ب؟
پس از مشورت تصمیم نهایی با مدیر. گاهی مدیر خطراتی حس می کند نظر خودش رو اجرا می کنه گاهی طبق سلیقه بقیه.

اقناع مهم است البته. تا جایی که امکان دارد.

از مطالب قبل سالهای گذشته برای تذکر دوباره:
حالا بیایید کمی شتر شویم.
گاهی شما یک حرف صد در صد منطقی و مستدل می زنین اما طرف مقابل (همسر، فامیل، همکار و...) قبول نمی کنن و می گن به حرف ما عمل کن، خب اگر حرام نیست به حرف اون عمل کن.
ماشین ها که با هم زندگی نمی کنن ادما با هم زندگی میکنن و آدم ها هم دل دارند .
در حدیث است المومنون هینون لینون کالجمل الانف ان قید انقاد و ان انیخ علی صخرة استناخ
مومنین نرمخو و ملایمند .همچون شتر رام،اگر مهار شود فرمان بردار است،و اگر بر روى سنگ خوابانده شود مىخوابد. (نهج الفصاحه ص 782)
که حدیث بالا مربوط به امور مباح و حلال است نه حرام.
چون مومن در امور دین، از کوه سخت تر است:
المؤمن اصلب من الجبل الجبل یستقل منه و المومن لایستقل من دینه شی ء
مومن از کوه و صخره استقامت و صلابت بیشتری دارد و کوه را می تراشند و از جا برمی کنند اما از دین مومن کاهیده نمی شود. (کافی ج2ص241)
این عجیب نیست، مومن هم شتر رام است و هم از کوه سخت تر.
هم اشداء علی الکفار و هم رحماء بینهم
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ.....
محمّد رسول خداست و کسانی که با او هستند، بر کفّار، سخت و در میان خودشان مهربانند. آنان را پیوسته در رکوع و سجود میبینی، که فضل و رضوان را از خدا میجویند، نشانه آنان در رخسارشان از اثر سجود نمایان است.....
سوره الفتح آیه

قاعده بیست و سه تنازع و مشاوره:
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ أَطِیعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِیعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِی ٱلۡأَمۡرِ مِنکُمۡۖ فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِی شَیۡءࣲ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن کُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ ذَٰلِکَ خَیۡرࣱ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِیلًا
اى اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت اند و چون پیامبر داراى مقام عصمت مى باشند] اطاعت کنید و اگر دربارۀ چیزى [از احکام و امور مادى و معنوى و حکومت و جانشینى پس از پیامبر] نزاع داشتید، آن را [براى فیصله یافتنش] اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، به خدا و پیامبر ارجاع دهید؛ این [ارجاع دادن] براى شما بهتر واز نظر عاقبت نیکوتر است.۵۹ نساء
گاهی زن و شوهر به اون حد رسیدن که می تونن مباحثه کنند. یعنی اختلافشون رو ببرند پیش قرآن و سنت و حل کنند.
نه حرف تو و نه حرف من ببینیم حرف خدا چیه.
این یک حالت ایده ال است و کم پیش می اد زن وشوهر به این حد از معرفت و معارف برسند.

گاهی مسایل اختلاف عقیده نیست اختلاف سلیقه است و انواع اختلافات

اما مشاوره داریم تا مشاوره.
مشاوره کراباتی داریم مشاوره مذهبی داریم که مذهبی نیست و مشاوره مذهبی.
مشاوره مذهبی یعنی نه اینکه فقط نماز بخونه یا قران و حدیث بلد باشه بلکه بتونه با قران و سنت مشکل حل کنه.
بعضی مشاوره ها علوم غربی خوندن بعد چند تا حدیث بلدند این حدیث ها رو می چسبونن به اون علوم غربی که خوندن. این طوری نه.
مشاوره یعنی اصولی، مثل شهید مطهری. ریشه اش درون اسلامه علوم غربی رو تحلیل می کنه با اون ریشه. خوبش رو بر می داره بدش رو رها می کنه. حتی اگر همه بگن.
خیلی از آزمون های روانشناسی سرکاریه چرا؟
چون این ازمونها در فرهنگ غربی در مسیحیت که حلال و حرام رعایت نمی شه و پاکدامنی رعایت نمی شه انجام شده بعد همون رو می خوایم اینجا بین مسلمان ها انجام بدیم.

مثلا روانشناسی ما نوجوان رو یک جوری تربیت می کنه که در سن حدود سیزده سالگی می گه مرگ برای از عسل شیرین تره. حضرت قاسم ع.
کدوم روانشناسی غربی ما رو به اینجا می رسونه؟
یا مثلا روانشناسی فرانسوی پیاژه می گه مفاهیم انتزاعی ذهنی مال بعد از یازده سال است. پس دختر ما که نه سالکی به سن تکلیف می رسه چی کار کنیم؟

اصول تربیتی مثلا برای یک کودکی که در زمان انعقاد نطفه حدودش رعایت شده و غذای حلال خورده و .... خیلی تفاوت می کنه با یک کودکی که رعایت نشده.

باید این مشاور رو در شهر خودمون بگردیم پیدا کنیم در اختلافات پیشش رفت. اما اکثرا در قم و تهران هستند.
گاهی همسر حرف شما رو قبول نمی کنه اما همون حرف رو مشاور بزنه قبول می کنه.
خواستم مطلب رو تمامش کنم باز یه مقدارش موند.
مطالبم رو اکثرا در صف بنزین و اداره و ... نوشته می شه خداوند به شما رحم کرد من وقت ندارم وگرنه این قدر طولانی می شد هیشکی دیگه نمی خوندu2066Ou2060_u2060ou2069

و شاید علت اینکه بعضی وقتها تکراری می نویسم یا پراکنده همین باشه، که شما به بزرگی خودتون ببخشید. u2066u2066^u2060_u2060^u2069

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 20:7 توسط شنگول العلما|

برچسب: نویسنده: رضا موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 مرداد 1403 ساعت: 12:35

صفحه بندی