توی طبیعت که می ریم می بینیم بعضیا صدای ماشینشون رو بلند بلند می کنند و بعد می شینن جلوی ماشین در طبیعت غذا می خورند به عنوان تفریح.
در طبیعت اهنگ چرا؟ طبیعت را می کند اتاق.
به جای سیر افاقی و انفسی، طبیعت را می کند اتاق:
سَنُرِیهِمۡ ءَایَٰتِنَا فِی ٱلۡأٓفَاقِ وَفِیٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَلَمۡ یَکۡفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءࣲ شَهِیدٌ
به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!۵۳فصلت
به جای لذت بردن از سکوت و خلوت و صدای اب و پرنده و ...... اهنگ فلان
چرا اهنگ می گذارند؟
چون با خود تمرین خلوت نداشته.
نمی تونه سکوت رو تحمل کنه باید اهنگ باشه بهش فکر القا کنه.
نمی تونه در خلقت خدا در امور معنوی تفکر کنه.
اسلام برای توی دستشویی هم برنامه فکری داره.
می گه نگاه کن پیتزا بخوری پی پی می شه نون خشک هم بخوری پی پی می شه.
براساس اصالت قوت به خاطر کار برای رضای خدا بخور نه بر اساس لذت برای شهوت نفس.
اتفاقا اصالت قوتی ها لذاتی می برند چندین برابر اصالت لذتی ها.
اما دلیل دوم تفاوت سطح ارزش است.
سطح ارزش یک خانواده فرزند پروری هست. ممکنه به کم قناعت کنند مادر نره سر کار به خاطر تربیت فرزند و ....
سطح ارزش یک خانواده و معنای پیشرفت زندگی راحت تره. پس خانواده دنبال بهتر کردن خونه به عنوان اولویت اول و نه مثلا اولویت های بعدی.
حالا طلاق و اختلاف و دعوا اینجا به وجود می اد
دو نفر مذهبی با هم ازدواج کنند ظاهر چادری و با ظاهر ریش دار بعد سطح ارزش خانم مادی باشه سطح ارزش اقا فرزند پروری.
در جهان بینی خانم اولویت اول مادیه پس زن شاغل بهتره.
در جهان بینی اقا اولویت اول تربیته. پس زن خانه دار مخصوصا زیر هفت سال بهتره.
همین در همه سطوح ادامه پیدا می کنه.
یکی نماز اول وقت یکی نماز معمولی
یکی تفریح با اهنگ ماشین یکی تفریح با صدای اب
یکی اهداف معنوی مثلا تفسیر خواندن یکی گرفتن مدرک علمی برای پیشرفت مادی حتی مطالعات هم متفاوت می شه و هر دو هم ظاهر مذهبی.
حتی دو مذهبی ممکنه تربیت فرزندشون کاملا متفاوت بشه روش اصالت جسم با جسم مقدمه اصالت روح دومدل غذا دادن به بچه می شود. دو مدل انتخاب مهد کودک یا ....
گاهی کربلای ما همسرمان است گاهی کربلای ما خانواده همسر است و یا کار است و .....
تمام تلاشش را برای انتخاب همسر می کنه اما بعد از ازدواج متوجه همسری با سطح ارزش پایین تر می شه. کربلایش می شود. گاهی این زندگی حفظ می شود گاهی هم نمی شود ما مکلف به وظیفه هستیم عمل به وظیفه در بدترین و بهترین شرایط.
شاگردبنا که من دوستش دارم نمونه خانواده با سطح ارزش همسطح است. الحمدلله. عاقبت بخیر باشند ان شاءالله. کربلای او هم متفاوت است.
گاهی همسران با تفاوت سطح ارزش ها به پذیرش هم نمی رسند و میشود طلاق.
این یکی از دلایل طلاق مثلا مذهبی ها می تونه باشه.
استاد کاربست هنر گفت نمایشنامه بنویس من هم نوشتم کوتاه با کمی طنز و نشان دادن سطح ارزش ها و لذت از حال.
هفت هشت ص آپنج برای مطالعه در موبایل تقدیم شما:
کلی وقت بود داستان وار ننوشته بودم.
لینک کار نکرد به نسخه دوم این وبلاگ یعنی hobkadeh نقطه blog نقطه ir مراجعه شود.
دریافت
وجواب یک سوال:
گاهی شخص، همسطحترین فرد رو با خودش انتخاب میکنه اما پس از چند سال به مرور یکی از اونها به دلیل تغییرات اجتماعی، شغلی، تحصیلی و هرچیز دیگه ارزشهاش عوض میشه و زندگی یا تلخ میشه از هم میپاشه. یکی از نگرانیهام از آینده برای زندگی خودم همینه!
پاسخ:
بله گاهی هم این جوری می شه
مثل چادری هایی که به مرور مانتویی شدند و نمایندگانی که قبل و بعد مجلس متفاوندو.....
به نظر من راهش دریافت موعظه هست.
موعظه کاری که می کنه یاداوری و تثبیت ارزش هاست.
پس موعظه تکراری هم خوبه.
مثلا ما یک استادی متناسب با خودمون انتخاب کنیم
مثل اساتید سمت خدا یا .....روزانه گوش بدیم این استاد برایمان تکراری شد استاد بعدی و بعدی.
بعضی ها هم هستند چون نفس دارند تکراریشون جالبه مثل ایت الله بهجت ره.
موعظه یک راهه.
موعظه کتاب و عبادت و .... ارزش ها رو تثبیت کنیم که با تغییر شغل و .... باز هم ثابت بمونه
مجموعا خودسازی کنیم علیکم انفسکم کنیم اون وقت لا یضرکم می شه.
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ عَلَیۡکُمۡ أَنفُسَکُمۡۖ لَا یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهۡتَدَیۡتُمۡۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُکُمۡ جَمِیعࣰا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ
اى کسانى که ایمان آوردهاید! به خودتان بپردازید! اگر شما هدایت یافتهاید، گمراهى کسانى که گمراه شدهاند، به شما زیانى نمىرساند. بازگشت همۀ شما به سوى خداست؛ و شما را از آنچه عمل مىکردید، آگاه مىسازد۱۰۵ مایده
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 23:59 توسط شنگول العلما|
برچسب:
نویسنده: رضا موسویپور