الان نظراتم رو بستم هر چی خواستم می تونم بگم شمام چیزی نمی تونید بگید مثلا
همه کمک کنید در شفلتار سیگاو ماشور بشیم. 



من می دونستم که نباید قیاس استثنایی نهج البلاغه رو برای هر کسی شرح بدم. باید جنبه افراد بسنجم بعد بگم.

اما یهو توی خواستگاری گفتم. واقعا چرا چنین چیز عمیقی رو یهو گفتم نمی دونم.

وقتی دیدم شیوه زندگیش علی رغم رشته ی خشنش مثل آیه 23 قصص هست جو منو گرفت و قیاس استثنایی رو گفتم.
می بینم که رفتین توی گوگل دارین دنبال آیه 23 قصص می گردین. به به چه بچه های خوبی.
چه دسته گلایی. آفرین صد آفرین بچه خوب نازنین

امیدوارم با جواب رد لگد به بختش نزنه و منو که از آقایی چیزی کم ندارم قبول کنه. 
به نظرم با وجود پولداری جنبه قیاس استثنایی رو داشت تایید هم کرد الان توی شکه داره فکر می نماید. زنگ زدیم گفتن سه روز دیگه به فکر احتیاج داره.
هرکاری می کنن از بهت در نمی آد. 
البته بهش گفتم انتظار من در حد توانش هست. نه بیشتر.

. چون فکر نمی کنم همه احادیثی رو هم که بلدم بگم باز پدرهای محترم دختراها بفهمن و با من بیل گونه صحبت ننمایند
.

من به دو دلیل خوشبختم اول اینکه هستی دوم اینکه من می تونم اسمتو بگم.
ببخشید....
یه لحظه....
پشیمون شدم
همون دلیل اول بسه همین که هستی بسه.

نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 14:56 توسط شنگول العلما|