به منزل دوستم آقای جوگیر رسیدم و در زدم.
یک صدای بچگانه پنج - شش ساله از پشت در گفت کیه؟
من نیز چون خیلی احساس باحال بودندی کردم. صدایم را مدل ببعی کردم و گفتم: منم منم مادرتون.![]()
وقتی در باز شد دیدم مادرجوگیر و دخترش پشت در هستند.![]()
صدایم را صاف کردم و گفتم: ببخشید آقای جوگیر هست؟
مادر: من و منگول داریم میرویم بیرون. حبهی گوریلانگوری هم توی اتاقش است.![]()
داخل منزل شدم. جوگیر کنج اتاق مشغول نماز بود.
پس از پایان نماز او را گفتم: امروز انتخابات است.
جوگیر: بگذار ما در کنج عزلت خود بمانیم.
من: از چه رو کنج عزلت گزیدی؟
جوگیر: تو خود گفتی:
صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکر به دوام
ناتمامان جهان را کند این پنج تمام
من: روز مخصوص کار و جهاد است و شب مخصوص عزلت.
جوگیر: من کاری به سیاست ندارم. بگذار اندر عزلت خود بمانم و با معبود خویش تنها.
من: تو هیچ میدانی اسلام خیلی دو بعدی است
مرید: از چه رو.
من: اسلام خیلی دو بعدی است. هم بعد فردی دارد، هم بعد اجتماعی.
مثلا نماز و زکات. نماز بعد فردی و زکات که کمک به فقیر است و... بعد اجتماعی، همه جا با هم به کار برده شده است.
نماز مستحب بعد فردی و نماز واجب به جماعت، بعد اجتماعی.
اگر در هنگام برپایی نماز جماعت، نماز فرادی بخوانی به صورتی که عدالت امام جماعت زیرسوال برود، نمازت باطل است.(طبق نظر برخی مراجع)
نماز جماعت نمونه کوچکی از تمرین اطاعت از رهبر جامعهی اسلامی است. زودتر از امام جماعت (رهبر) عمدا ( سرخود) حرکت کنی، نمازت باطل است. امام جماعت (رهبر) از حدود مشخص نماز (حدود مشخص الهی) تجاوز کرد، مامومین روی پای خود میزنند تا امام نمازش را درست کند. اگر امام جماعت (رهبر) دچار مشکل یا فوت شد، یکی از صف اول نماز جماعت (صف اول فقه) جلو میرود و دوباره بقیه پشت سر امام (ولی فقیه) حرکت میکنند. دو امام جماعت نمیتوان داشت. کسانی که صف اول نماز جماعت (پشت رهبر) میایستند باید از بقیه عادلتر باشند. باید صف مسلمین به هم پیوسته باشد کسی جدا بیفتد نمازش صحیح نیست.
حتی در سورهی حمد هم کلی بعد اجتماعی نهان است.
او: بر ما روشن بنمایید.
من: مثلا ایاک نعبد (ما تنها عبد تو هستیم) دو بعد دارد. بعد فردی یعنی من و تمام اعضایم عبد تو هستیم. و بعد اجتماعی یعنی من و تمام اجتماع و تمام عالم عبد تو هستیم. ایاک نعبد در بعد فردی یعنی عبد خدا نَعْبُدُ إِلهَكَ هستیم در تمام شئون.
أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ .....(بقره133) آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامى كه به پسران خود گفت: پس از من، چه را خواهيد پرستيد؟ گفتند: معبود تو، و معبود پدرانت.... (بقره133)
ایک نعبد در بعد اجتماعی یعنی عبدالله هستیم و عَبَدَ الطَّاغُوتَ نیستیم.
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ (مائده60) بگو: آيا شما را به بدتر از[صاحبانِ ] اين كيفر در پيشگاه خدا، خبر دهم؟ همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده، و آنان كه عبد طاغوت شدهاند. اينانند كه از نظر منزلت، بدتر، و از راه راست گمراه ترند. (مائده60)
و حتی صراط مستقیم هم دو بعد دارد.
بعد فردی صراط یعنی عبد شیطان نبودن و عبد خدا بودن:
وَ أَنِ اعْبُدُوني هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (یس61) و اينكه مرا بپرستيد؛ اين است راه راست! (یس61)
بعد اجتماعی صراط یعنی اطاعت از رسول و ولایت را قبول داشتن.
وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقيماً (نساء68) وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء69) و قطعاً آنان را به راهى راست هدايت مى كرديم. (نساء68) و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى ] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند. (نساء69)
اصلا بگذار خیالت را راحت کنم.
برچسب:
نویسنده: رضا موسویپور