خرید بک لینک


متن زیر یک برداشت آزاد و کاملا ذوقی از آیات سوره نمل و ... است.
سردار سلیمانی پیش داعش رفت و گفت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ.
إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (النمل30) [نامه ] از طرف سلیمان است و[مضمون آن ] این است: به نام خداوند رحمتگر مهربان. (النمل30)
سردار گفت: بیایید تحت یک فرماندهی با شیطان بزرگ مبارزه کنیم و مسلمان واقعی باشیم. نه مسلمان قلدریکایی.
أَلاَّ تَعْلُوا عَلَیَّ وَ أْتُونی مُسْلِمینَ (نمل31) بر من برتری نجویید و به سوی من آیید در حالی که مسلمان[تسلیم حق ] هستید (نمل31)
رئیس قلدریکا متوجه قدرت او شد، رو به اشراف اشغائیل گفت: من بدون شما آب هم نمیخورم. شما به من بگویید چه کار کنم؟
قالَتْ یا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونی فی أَمْری ما کُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ (نمل32) گفت: «اى اشراف [و ای بزرگان] در کارم به من نظر دهید که بى حضور شما[تا به حال ] کارى را فیصله نداده ام.» (نمل32)
بزرگان اشغائیل گفتند: ما موشکهای قدرتمند و تجهیزات نظامی قوی داریم. اما تصمیم نهایی با توست.
قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُری ما ذا تَأْمُرینَ (نمل33)گفتند: «ما سخت نیرومند و دلاوریم، و[لى ] اختیار کار با توست، بنگر چه دستور مى دهى؟» (نمل33)
رئیس قلدریکا تصمیم خود را عملی کرد. شروع به کار رسانهای و اسلامهراسی کرد. و گفت: سردار سلیمانی برای ما خطرناک است.
قالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ کَذلِکَ یَفْعَلُونَ (نمل34) [ملکه ] گفت: «پادشاهان چون به شهرى درآیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار مى گردانند، و این گونه مى کنند.» (نمل34)
با این ترفند کلی سلاح به گاوهای شیرده فروخت.

برچسب: نویسنده: رضا موسوی‌پور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

صفحه بندی