خرید بک لینک


دعوای زن و شوهر بهتر است فقط و فقط بین زن و شوهر باشد، نشد مشاور مومن متخصص.
در مسائل خانواده، مرحلهی اول اصلاح خود زوجین است بدون دخالت دیگران اگر نشد، دیگران دخالت کنند. ان یصلحا بینهما (نکته3 ذیل آیه 128 نساء) نه اینکه با یک مشکل کوچک سریع قهر کنیم و برویم خانهی پدر ومادرمان.
تا آنجا که ممکن است دعوا را به خانوادهها نکشانیم چرا؟ چون شرایط زیر را فراهم نمیکنیم:
وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً (نساء35) و اگر از جدايى ميان آن دو[: زن و شوهر] بيم داريد پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن ] تعيين كنيد. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا ميانِ آن دو سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است. (نساء45)
نکته1: داوران از هر دو فامیل باشند تا سوز و تعهد و خیرخواهی بیشتری داشته باشند. نکته14: همه مسائل را به دادگاه نکشانیم و خودتان درون گروهی حل کنید فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ. نکته15: باید زن و شوهر داوری داوران انتخاب شده را بپذیرند. (لازمه انتخاب داور اطاعت از حکم اوست.) نکته17: در انتخاب داور باید به آگاهی، رازداری و اصلاح طلبی آنان توجه کرد. إِنْ يُريدا إِصْلاحاً. و ... (نکاتی از تفسیر نور)
در آیه گفته شده حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها یعنی یک حَکَم از این طرف، یک حَکَم از آن طرف. حَکَم یعنی کسی که قدرت حکمیت دارد نه هر کسی. و یک نفر نه شونصد نفر.
حالا ما چگونه هستیم؟ زن با خانوادهاش، مرد هم با خانوادهاش در یک جلسه شروع به صحبت میکنند. یعنی در این جلسه تقریبا هفت، هشت تا حکم است. هر کسی هم یک نظر و یک جهانبینی خاص خود را دارد.
و حتی در این جلسه افراد مجرد هم هستند. افرادی که هیچ تجربهای از زندگی متاهلی ندارند. تا انسان وارد زندگی متاهلی نشود و زیر و زبرش را درک نکند اصلاً توان درک مشکل را ندارد. پس مجرد در جلسه واقعا برای حل دعوا مضر است و کار را خرابتر میکند. گاهی این مجرد برادرشوهر است، گاهی خواهرزن و ....(البته اکثریت مجردها اینطورند و نه همه.)
این همه حکم در یک جلسه آشی میشود با چندین آشپز و به نتیجه نمیرسد.
یک ریشسفید (انسان پخته) از این طرف، یک ریش سفید از آن طرف بس است.
اما در هر صورت کشاندن دعوا به خانوادهها واقعا اشتباه است چون ریشسفید با قدرت حکمیت و عاقل، خیلی کم شده است.
اما چرا این قدر تاکید میکنم که خانوادهها نه؟
چون خانوادهها حکمیت و داوری بلد نیستند.
اکثریت خانوادهها در سطوح معرفتی خوبی نیستند که آنها بیایند و مثل قدیمها با ریشسفیدی کار حل شود.
اکثریت یک اشتباه استراتژیک میکنند اشتباه زیر را:
إِنَّ هذا أَخي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنيها وَ عَزَّني فِي الْخِطابِ (ص23) «اين [شخص ] برادر من است. او را نود و نه ميش، و مرا يك ميش است، و مى گويد: آن را به من بسپار، و در سخنورى بر من غالب آمده است.» (ص23)
قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَليلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ (ص24) [داوود] گفت: «قطعاً او در مطالبه ميش تو[اضافه ] بر ميش هاى خودش، بر تو ستم كرده، و در حقيقت بسيارى از شريكان به همديگر ستم روا مى دارند، به استثناى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، و اينها بس اندكند، و داوود دانست كه ما او را آزمايش كرده ايم. پس، از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه كرد. (ص24)
قضاوت نباید عجولانه و بر اساس شنیدن سخن یکی از طرفین باشد. (حضرت داوود(ع) با شنیدن سخن یک نفر از طرفین قضاوت کرد و فرمود: لَقَدْ ظَلَمَكَ به همین دلیل از خداوند عذر خواست. فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ) (نکته1 از تفسیر نور) البته ترک اولی و امتحان و ... بود مراجعه شود به تفاسیر.
حالا زن و شوهری که با هم دعوایشان شده و میروند خانهی پدر و مادرشان؛ خانوادهها بدون شنیدن حرف طرف مقابل قضاوت میکنند. طرف مقابل در نظر آنها یک غول بیابانی میشود. وقتی یک طرف دعوا ماجرا را شرح میدهد از زاویه خود میگوید و چون دفاعیات نیست، طرف مقابل در نظر قضاوتکنندگان یک غول بی شاخ و دم میشود.
در مشاوره هم همینطور است. هیچگاه نباید یک نفر به تنهایی مشاوره رود. اگر تنها میرود حتما همسرش در آینده نزدیک برود یا مشاور او را به مشاوره بکشاند. مشاور بالاخره باید بعد از شنیدن حرف دو طرف مشاوره بدهد وگرنه حرف نزند بهتر است. و مشاور، مومن و متخصص باشد، نه فقط متخصص خالی.
رسول خدا بارها فرمود: انى تارك فيكم الثّقلين، كتاب اللّه و عترتی.
وَ قَالَ علی (ع): مَنْ شَكَا الْحَاجَةَ إِلَى مُؤْمِنٍ فَكَأَنَّمَا فَكَأَنَّهُ شَكَاهَا إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ شَكَاهَا إِلَى كَافِرٍ فَكَأَنَّمَا شَكَا اللَّه (حکمت427)
از على عليه السّلام نقل شده كه اگر كسى به مؤمن اظهار حاجت نمايد همانند اين است كه به خدا عرض حاجت و شكايت نموده است و كسى كه به غيرمؤمن شكايت حال خود را نمايد مانند اين است كه از خدا شكايت كرده باشد. (بحار الانوار،ترجمه جلد 67 و 68 ج 2 ص:64)
تقوا است که قدرت فرقان (تشخیص حق از باطل) را به انسان میدهد. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً و...(29انفال) اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اگر تقوای الهی پیشه کنید، خداوند برایتان فرقانی [ قوهی شناخت حقّ از باطل ] قرار مى دهد؛ و ...(29انفال)
حالا فرض بر این بگذاریم خانوادهها حاضر شدند حرف طرف مقابل یعنی حرف همسر شما را بشنوند، محبت شدید آنها نسبت به یک طرف که ما باشیم مانع قضاوت درست میشود.
.... وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (انعام152)....و چون [به داورى يا شهادت ] سخن گوييد عدالت را رعایت كنيد، هر چند[درباره ] خويشاوند[شما] باشد. و به پيمان خدا وفا كنيد. اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه پند گيريد. (انعام152)
یا آیه زیر:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبين ...(نساء135) اى كسانى كه ايمان آورده ايد، پيوسته به عدالت قيام كنيد و براى خدا گواهى دهيد، هر چند به زيان خودتان يا[به زيان ] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد...(نساء135)
حالا فرض کنیم هم حاضر شوند حرف دو طرف را بشنوند و هم قضاوت عادلانه کنند، اسرار شما که عبارت است از خصوصیات منفی و مشکلات مالی و اخلاقی و ... در دعوا مطرح میشود و به شکل بیرحمانه.
یعنی یک عیبهایی مطرح میشود که اصلا هیچ ربطی به دعوا ندارد و فقط از روی عصبانیت حرف زده میشود. موضوع دعوا الف است اما عیبهای ب و ج و د و ... هم میآید وسط. یا مثلا عیبهایی که قبلا بوده و حل شده هم برای غلبه و پیروزی طرح میشود.
و حالا اگر دعوا هم حل شود شما تا آخر عمر باید کسانی را ببینید که اسرار شما را میدانند یا دیدشان ممکن است برای همیشه نسبت به شما منفی شده باشد. و حرمتهای شکسته شدهای که به این زودیها ترمیم نمیشود.
یکی از آیههایی که در دعوا به آن اصلا توجه نمیشود آیه زیر است:
....هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ...(بقره187) آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد...(بقره187)
پس دعوا را به سطح خانوادهها نکشانیم تا بتوانیم خاصیت لباس بودن زن و شوهر را حفظ کنیم. و فقط حَکَم، پخته، صالح و رازدار است که میتواند این کار را انجام دهد.
و برای همین از جمله مهمترین خصوصیات زن حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ (حفظ اسرار و حقوق همسر) است.
...فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّه ...(نساء34)....پس، زنانِ درستكار، فرمانبردارند[و] در غیاب[همسر خود ] اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ میکنند....(نساء34)
پس چهار گام در دعوای زن و شوهری میشود این:
اول سکوت: تا چند ساعت سکوت کنید تا مغز شما به حالت عادی برگردد و قوه عقل بر قوه غضب و شهوت مسلط شود. و از خانه بیرون نروید و به هیچ کس از خانواده تلفن نزنید، به هیچ کس. (به جز مشاور مومن متخصص.) فقط سکوت و تفکر. تلفن هم جواب ندهید که صدای شما بلرزد و یک عده از اعضای فامیل با بیل در خانه شما حاضر شوند. با پیامک بگویید سرتان شلوغ است بعدا تماس میگیرید.
اگر نمیدانیم بدانیم در طلاق رجعی طبق آیه یک سوره طلاق بعد از طلاق تا حدود سه طهر یا سه ماه، زن حق بیرون رفتن از خانه ندارد و مرد هم حق بیرون کردن زن را از خانه ندارد.
پس موقع قهر از خانه بیرون نرویم. قرآن میگوید بعد از طلاق از خانه بیرون نروید ما موقع قهر میرویم خانه پدر و مادرمان. عجب از این بشر فاصله گرفته از قرآن. (مراجعه شود به آیه یک طلاق)

دوم مذاکره: گفتگوی دو نفره شما و همسر؛ و هر کس استدلال و دلیل عصبانیت خود را مطرح کند

سوم مشاوره مومن متخصص: اگر با این مشاور مومن متخصص حل نشد، مشاور مومن متخصص بعدی.

چهارم پذیرش سطح معرفتی همسر. ممکن است شما در مقام توکل باشید و او نباشد و .....
اگر توانستی حدیث معروف عنوان بصری (توصیه شده توسط عارف بزرگ آیت الله قاضی ره) در اینجا یعنی وسط دعوا اجرا کنی، مردی. بسمالله سلوک الی الله میخواهی این تو و این حدیث عنوان بصری.
وسط بحرانها مرد باش و احادیث و آیات را روی خودت پیاده کن

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ساعت 11:22 توسط شنگول العلما|

برچسب: نویسنده: رضا موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 20 اسفند 1399 ساعت: 19:36

صفحه بندی