اما ادامه مطلب
دکترپور: ببینید شما از اقتصاد چیزی نمیدانید و با تولیدکنندهها و مشکلات آنها و ... آشنا نیستید.
استاد: ما این مشکل را با توحید حل میکنیم. توحید در فتح برکات . وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ (اعراف96) و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى گشودیم، ولى تکذیب کردند؛ پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان ] آنان را گرفتیم. (اعراف96) بالاخره اگر خدا همه کاره است ما ایمان و تقوا داشته باشیم، برکت از آسمان (باران، امداد غیبی، ابداع، ابتکار، اختراع و تثبیت با فرشتهها و...) یا برکت از زمین (کشاورزی، مبادله با طلا یا غیره به جای دلار، دور زدن تحریم و مهندسی معکوس و ...) برایمان میفرستد. این برکت یا از داخل میجوشد یا یک طوری که نیاز به کمک گرفتن از طاغوت یا ظالم نباشد، از بیرون میرسد. «برکات به موهبتهای ثابت و پایدار گفته میشود، در مقابل چیزهای گذرا. در معنای برکت کثرت، خیر و افزایش وجود دارد و شامل برکات مادی و معنوی می شود.»(تفسیرنور)
برای دریافت الطاف و برکات اجتماعی خداوند، ایمان و تقوای فردی کافی نیست، باید اکثریت جامعه اهل ایمان و تقوا باشند. أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا (تفسیرنور)
دکترپور: این اصلاً مصداق خارجی ندارد و امکانپذیر نیست.
استاد: انرژی هستهای و موشک نقطهزن و ..... یک سری انسانهای موحد مجاهد دور هم جمع شدند و مشکل را حل کردند. توحید و عمل جهادی کنار هم. تو هر چقدر هم در علوم مختلف تحصیل کنی بدون قرآن فایده ندارد. تفاوت قرآن با کتب دیگر این است که جریان را معمولی تعریف نمیکند. موحدانه تعریف میکند. ما در کتاب علمی میخوانیم خورشید به آب میتابد و آب بخار میشود و بادها، ابرها را حرکت میدهند و سامانه بارشی داریم. و قابل پیشبینی است. و از راه بارور کردن ابرها سعی شود تا جاهایی که بارندگی کم است، این کمبود را جبران کنیم.
اما ما در قرآن میخوانیم خدا نور خورشید را به آب می تاباند. خدا به بادها فرمان میدهد تا ابرها را حرکت دهند و اگر تقوا داشته باشیم خدا باران به اندازه نازل میکند. این یعنی توحید. یعنی همه چیز در دست خداست و او رب العالمین است، که ابتدای سوره حمد در نماز تکرار میکنیم. چرا همه تمرکز روی بارور کردن ابرهاست. خب تمرکز را بگذاریم روی تقوا تا خود به خود درست شود. چرا همه تمرکز روی ارتباط خارجی است خب توحید و تقوا را درست کنیم تا توان داخلی کار کند.
وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَیْناکُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنینَ (22حجر) و بادها را باردارکننده فرستادیم و از آسمان، آبى نازل کردیم، پس شما را بدان سیراب نمودیم، و شما خزانه دار آن نیستید. (حجر22)
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّریقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً (جن16) و اگر[مردم ] در راه درست، پایدارى ورزند، قطعاً آب گوارایى به ایشان نوشانیم. (جن16)
دکترپور: در چه موردهای دیگری توحید راه دارد؟
استاد: در همهی موارد. مثلا توحید در ترس. اگر میخواهی ببینی یک نفر عالم واقعی است یا نه. ببین توحید در ترس دارد یا نه. اگر هم از خدا میترسد و هم از مقابله با ناحق، توحید در ترس ندارد.....إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ غَفُورٌ (بقره28) ... از بندگان خدا تنها دانایانند که از او مى ترسند. آرى، خدا ارجمندِ آمرزنده است. (بقره28) تعریف عالم یعنی آیهی بالا. نه به مدرک حوزه است نه دانشگاه. عالم، توحید در ترس دارد.
یا مثلا توحید در رزق. یعنی رزق دست خداست نگران نباش. خدا بر خود واجب کرده که رزق جنبده را بدهد. تو فقط کمی بجنب. زور بیخود و حرص بیخود هم برای پول بیشتر نزن. اگر بچه بیاید دچار مشکل میشوم. اگر گرانیها زیاد شود چه کار کنم. اگر هوای مدیر نالایقم را نداشته باشم و اخراج شوم چه کار کنم. این حرفها یعنی توحید در رزق نداریم. یعنی فکر میکنیم خدا توان رزق دادن افراد بیشتر را ندارد یا رازق ما، مدیر است. وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فی کِتابٍ مُبینٍ (هود6) و هیچ جنبنده اى در زمین نیست مگر[اینکه ] روزیش بر عهده خداست، و[او] قرارگاه و محلّ مُردنش را مى داند. همه [اینها] در کتابى روشن [ثبت ] است. (هود6) توحید که قوی باشد، دیگر غصهی از دست دادن امور دنیوی را نداری. و از به دست آوردن امور دنیوی هم خوشحالی خیلی زیاد نمیکنی.
لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (حدید23) تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب ] آنچه به شما داده است شادمانى زیاد نکنید، و خدا هیچ متکبر خیالپرداز فخرفروشى را دوست ندارد (حدید23)
فرعون میخواهد حضرت موسی(ع) را بکشد. خداوند او را در بغل فرعون میگذارد تا خود، او را بزرگ کند. آمریکا میخواهد مقاومت اسلامی را نابود کند. امام حسین(ع) را در بغل آمریکا میگذارد تا او را بزرگ کند. آمریکا صدام را میکشد و پیادهروی اربعین با آن عظمت رونق میگیرد. امام حسین(ع) نماد مقاومت در برابر ظلم، نمایانتر و وحدت بیشتر میشود.
اصلا خداوند جهان را خلق کرد که انسان به توحید در قدرت و علم برسد که بفهمد قدرت دست خداست. و خدا به همه چیز احاطه علمی دارد.
اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْماً (طلاق12) خدا همان کسى است که هفت آسمان و همانند آنها هفت زمین آفرید. فرمان [خدا] در میان آنها فرود مى آید، تا بدانید که خدا بر هر چیزى تواناست، و به راستى دانش وى هر چیزى را در بر گرفته است. (طلاق12)
عن أبان بن عثمان عن أبی عبد اللّه (ع) قال: جاء إلیه رجل فقال له: بأبی أنت و امّی عظنی موعظة، فقال علیه السّلام: إن کان اللّه تبارک و تعالى قد تکفّل بالرزق فاهتمامک لماذا؟ و إن کان الرزق مقسوما فالحرص لماذا؟ و إن کان الحساب حقّا فالجمع لماذا؟ و إن کان الخلف من اللّه حقّا فالبخل لماذا؟ و إن کانت العقوبة من اللّه النار فالمعصیة لماذا؟ و إن کان الموت حقّا فالفرح لماذا؟ و إن کان العرض على اللّه حقّا فالمکر لماذا؟ و إن کان الممرّ على الصراط حقّا فالعُجب لماذا؟ و إن کان کلّ شی ء بقضاء و قدر فالحزن لماذا؟ و إن کانت الدّنیا فانیة فالطمأنینة إلیها لماذا؟ مردى خدمت حضرت صادق(ع) عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت مرا موعظه کن، فرمود: اگر خداى تبارک و تعالی (پربرکت و برتر) ضامن روزى است، تلاش بیش از حد (غصه خوردن) چرا؟ اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز چرا؟ اگر حساب قیامت حق است، جمع مال چرا؟ اگر خدا عوض انفاق را مى دهد، بخل چرا؟ اگر عقاب نافرمانی از خدا آتش است، گناه چرا؟ اگر مرگ حق است، فرح و شادى بسیار (به امور باطل یا زودگذر) چرا؟ اگر عرضهی اعمال بر خدا صحیح است، نیرنگ چرا؟ (أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى (علق14)) اگر عبور از صراط حق است، خودپسندى چرا؟ اگر هر چیزى به قضاء و قدر است، اندوه چرا؟ و اگر دنیا فانی است اعتماد (دلبستن و سکون) بر آن چرا؟ (امالی صدوق،جلد1،ص7)
هر چه توحید بالاتر رود خوف و حزن پایینتر میآید. چون کار را دست خدا میدانیم و خداوند، هم حکیم است و بیهوده کار نمیکند. هم کریم است و بخل ندارد. هم قدیر است و ناتوان نیست. هم علیم است و جهل ندارد.
و هرچه توحید بالاتر رود، اخلاص و کار برای رضای خدا بیشتر میشود.
این کاری است که قرآن میکند. قرآن ما را به بقای بعد از فنا میرساند. ما با قرآن غرق در عرفان نمیشویم. غواص میشویم و پس از معرف برمیگردیم و جامعه را نجات میدهیم. قرآن مبارز مجاهد شبزندهدار تولید میکند. اکنون معنای قولوا لا إله إلّا اللَّه تفلحوا مشخص شد. قولوا یعنی با تمام اعمال و رفتار و قلب بگوییم لا إله إلّا اللَّه تا رستگار شویم. البته در حدیثی از امام رضا(ع) آمده است که: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر(ص) نقل کردهاند که جبرئیل از خداوند شنیده که خداوند فرموده: لا إله إلّا اللَّه حصن و قلعه من است و هر کس داخل این قلعه شود از عذاب من در امان است. آنگاه فرمودند: البته توحید شروطی دارد و من (که امام حاضر هستم) شرط آن هستم. (تفسیر نور ذیل سوره توحید) یعنی توحید با ولایت.
دکترپور: این سخنان که میگویی خوب است اما یک دلیل روشنتر میخواهم.
استاد: دلیل از این روشنتر که قرآن و عترت که از طرف خدا هستند این حرفها را میگویند. .... وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلاً (نساء122) .... و چه کسى در سخن، از خدا راستگوتر است؟ (نساء122)
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۹ساعت 10:44 توسط شنگول العلما|
برچسب:
نویسنده: رضا موسویپور